مکعبی کوچک که درون آن به آرامش میرسم
شب های خوب
خوابت هم که بیاد خوشت میاد بیدار بمونی ، هی با چشمت زل بزنی
نسکافه رو با چاشنی دلتنگی و تنهایی هورت بکشی
یه هدفون هم تو گوشت باشه و هی آهنگی رو که فاز میده گوش کنی
هی گوش کنی ، هی گوش کنی
اونقدری که اثر کافئین از بین میره و چشات میاد رو هم
نسکافه رو با چاشنی دلتنگی و تنهایی هورت بکشی
یه هدفون هم تو گوشت باشه و هی آهنگی رو که فاز میده گوش کنی
هی گوش کنی ، هی گوش کنی
اونقدری که اثر کافئین از بین میره و چشات میاد رو هم
دستهایم را گذاشته ام روی گلویش ، خوشش آمد ... من فشار دادم ... لبخند زد ... بیشتر فشار دادم ... لبخندش کمی محو شد ... بیشتر فشار دادم ، خیلی زیاد ... نمیتوانست نفس بکشد ... به خِر خِر افتاد ... بیشتر فشار دادم ... ...
فقط نگاهم میکرد ، بی هیچ نفسی ... نگاهش کردم .. فقط نگاه
{آخرین کسی که در ذهنم کشتم }
فقط نگاهم میکرد ، بی هیچ نفسی ... نگاهش کردم .. فقط نگاه
{آخرین کسی که در ذهنم کشتم }
Subscribe to:
Posts (Atom)